خط داستانی
گووندی بیوه در هاریپور زندگی فقیری را با دو پسرش، گونگارام و جومنا، میگذراند. در حالی که جومنا درسخوان است، گونگارام برعکس اوست، اما قلب خوبی دارد و تصمیم میگیرد از درآمدش برای تأمین تحصیلات مناسب برادرش استفاده کند. پس از اینکه کارفرمایش، هاریرام، گووندی را به دزدی متهم میکند، این شوک باعث مرگ او میشود. پس از فوت او، گونگارام برای هاریرام کار میکند در حالی که جومنا به شهر میرود تا تحصیل کند و به یک افسر پلیس تبدیل میشود. اولین مأموریت او در هاریپور است، جایی که مجبور به مواجهه با گونگارام میشود، که اکنون رهبر یک گروه خطرناک از دزدان قاتل است.