خط داستانی
در سال 1955، زمانی که بسیاری از روسها به دشتهای قزاقستان مهاجرت کردند، این سفر به کانال از مرز و مزارع توسط تعدادی از افرادی که داستانهای مهاجران خود را روایت میکنند، انجام میشود. آلنکا موراتوا (اودووا) یک دختر 13 ساله دلربا است که دیمیتری پروکویچ، مکانیک ارشد شوروی را متقاعد میکند تا صندلی خود را در کامیون به یک مادر جوان با دختر نوزادش بدهد. سپس آلنکا و دیمیتری در قسمت پشتی کامیون باز با یک زن جوان، دندانپزشک تازه فارغالتحصیل که نتوانسته شغلی پیدا کند، استفان، یک مسافر با سگ که امیدوار است همسرش به او و روستا برگردد، و واسیلینا پتروولکا، زنی که یکی از دختران دوقلویش را در یک حادثه سواری در کنار رودخانه از دست داده و حالا به دنبال گفتن سرنوشت خواهرش به دوقلوی دیگرش است، سفر میکنند. نگاهی گرم به مردم عادی که در مرز سفر میکنند.