خط داستانی
اسپانیا، ۱۹۰۶: در یک روستای کوچک و باردار پس از تجاوز، آنتونیا مجبور به ازدواج با لوکاس خشن میشود تا آبرویش حفظ شود. اما مادر دختر ۲۰,۰۰۰ رئال به لوکاس میپردازد تا او هرگز به آنتونیا یا فرزند متولد شده نزدیک نشود. خلق و خوی بد مرد او را به زندان میبرد و آنتونیا سعی میکند زندگیاش را با پدرو، برادر لوکاس، دوباره بسازد. با این حال، با وجود اینکه هر چقدر هم دور شوند، این زوج از احتمال عفو لوکاس و جستجوی او پس از خروج از زندان نگران هستند.