خط داستانی
روزی، جینو، یک پسر کارگر مهمان ۱۶ ساله، توسط رئیسش، صاحب محترم یک معدن، استخدام میشود تا بر روی همسر طلاق گرفتهاش نظارت کند. این پسر درگیر میشود و روزی به زن بسیار بزرگتر از خود علاقهمند میشود، که به موفقیت در نوشتن رمانها میپردازد. این محبت به زودی متقابل میشود، اما همسر سابق نویسنده متوجه میشود که هیچ برکتی نمیتواند بر این رابطه باشد، دو جهان بسیار متفاوت هستند و امکان ارتباط مشترک بسیار متفاوت است. جینو رویای یک ماشین اسپرت را دارد، بنابراین روزی او را اجازه میدهد تا پشت فرمان ماشین گرانقیمتش بنشیند. در نهایت، یک تصادف جدی رخ میدهد که در آن جینو میمیرد.