خط داستانی
لنی با طبیعت دوستانهاش همه را مجذوب خود میکند. با این حال، پدرش او را رد میکند. وقتی لنی میخواهد با فلوریان نامزد کند، دلیل آن را میفهمد: فلوریان برادر ناتنی اوست و خود او تنها محصول یک رابطه نامشروع مادرش است. لنی، که ویران شده است، مزرعه را ترک میکند تا زندگی جدیدی در سرزمینی بیگانه بدون "لکه" بسازد.