خط داستانی
والریو روسلو یک قاضی است که ذهنیتی سخت و غیرقابل انعطاف دارد. او با لوسیا، زنی که به مدل مادری مهربان و محافظتکننده پایبند است، ازدواج کرده است. از این اتحاد تنها یک فرزند به نام مائوریتزیو به دنیا آمده است. هر دو والد او را به طور کاملاً متفاوتی بزرگ میکنند و تفاوتهای شخصیتی خود را نشان میدهند. تا روزی که مائوریتزیو، اکنون یک نوجوان، به همراه دوستی به دلایل بیمورد به یک کارمند پمپ بنزین حمله میکند. پس از اطلاع از این حادثه، والریو و لوسیا نیز در این مورد قصد دارند به طور کاملاً متفاوتی با وضعیت مواجه شوند. در نتیجه، درگیریها در خانواده به شدت بروز میکند و اشتباهات هر دو والد در تربیت فرزندشان نمایان میشود.