خط داستانی
شنگر یک وکیل جوان بود که در تلاش برای موفقیت در دنیای حرفهای بود. اما دنیای او زمانی به هم میریزد که متوجه میشود پدرش، که فکر میکرد گم شده، در واقع تمام عمرش را در زندان گذرانده است زیرا به اشتباه به قتل زنی به نام همنگینی متهم شده بود. مادرش او را ترغیب میکند تا دوباره پرونده را بررسی کند و پدرش را نجات دهد. او به کریشنانگار میرود تا افرادی و شواهدی را پیدا کند که به او در اثبات بیگناهی پدرش کمک کند. او با ریتا، یک زن جوان و جذاب آشنا میشود که به او کمک میکند. آنها عاشق هم میشوند. شنگر در تلاش برای جمعآوری سرنخها با موانع زیادی مواجه میشود، بیشتر آنها توسط قاتل واقعی ایجاد شدهاند. اما او در نهایت معما را حل میکند و پدرش از زندان آزاد میشود.