خط داستانی
پدرش گرِتا را به ازدواج با وکیل نجیب دکتر هانس فون اسپورلینگ ترغیب میکند. اما دوستپسر سابقش فرد رولند از برنامه نامزدی مطلع میشود و به موقع از آمریکا میرسد. تحت فشار هر دو طرف، گرِتا تصمیم به ترک میگیرد و به جاده میزند. او به شلافنهوفن، یک روستای کوچک در بایرن جنوبی میرسد. این زن جذاب و ماشین مدرنش - با شمارهپلاک برلین 'IA' - یک حس کوچک است. اما دو نامزد هنوز او را رها نکردهاند، بهویژه از آنجا که پدرش به اولین کسی که او را پیدا کند، وعده داده است.