خط داستانی
سونیا، یک بالرین کوچک در تئاتر بزرگ، به طور مخفیانه عاشق تنور خوش قیافه لوئیس ماریانو است. یک شب، او در حین رقص پاهایش آسیب میبیند و تحت تأثیر یک داروی آرامبخش به خواب میرود و شروع به رویا دیدن میکند. او اکنون سونیا ایلیانووا است، یک رقاص جوان کولی که آرزو دارد در برابر الکسی، پسر تزار، اجرا کند.