خط داستانی
خانه موش بیدردسر دو یتیم را برای یک پیادهروی با مربی اسکیوت، جری، میفرستد. مشکل این است که یتیمها، که به شکل هندیها لباس پوشیدهاند، میخواهند تیراندازی کنند و همه چیز را با تبر تاماهاک بزنند، به ویژه تام که به سرعت سرش کنده میشود و انتهای دمش بریده میشود. او جری را به اسارت میگیرد؛ این به معنای جنگ است، برای این کار بچهها دهها شاتلکاک بدمینتون را به عنوان یک ارتش جعلی رنگآمیزی میکنند. آنها همچنین صورت ترسناکی بر روی سگ خوابیده رنگ میکنند. در نهایت، آنها تام را وادار میکنند تا یک مسیر باروتی بگذارد که آن را روشن میکنند و گاراژ را ویران میکنند. تام آتشبس را اعلام میکند و همه با هم لوله صلح را میکشند، اما دود از گوشهای تام به جای دهانش خارج میشود.