خط داستانی
گوفی دوباره به عنوان یک مرد معمولی بازی میکند. او یک کارگر متوسط است که روال "به موقع بیدار شدن / به موقع کار کردن / به موقع خوابیدن" را در روزهای هفته از کار به خانه نشان میدهد. اما در شب شنبه، او به مهمانی میرود و سعی میکند روز یکشنبه کمی استراحت کند، اما با وجود پسرش، این کار غیرممکن است. او اصرار دارد که پدر او را به ساحل ببرد و اگرچه گوفی امتناع میکند، اما در نهایت به آنجا میرود و در نتیجه تعقیب پسرش به انواع مشکلات میافتد. بدتر از آن، زمانی که او میرود، قربانی بزرگترین ترافیک جهان میشود. در نتیجه همه اینها، او از بازگشت به کار در هفته بعدی احساس راحتی میکند!