خط داستانی
رزا لولی، یک پسر نامشروع ۲۰ ساله به نام استفانو دارد که با او در خانه پروفسور آرلوتا زندگی میکند. استفانو عاشق لیدیا، نوه پروفسور است. این زوج به قمار اعتیاد دارند: نیاز به به دست آوردن مبلغ زیادی برای پرداخت بدهیهای قمار، او را وادار میکند تا دعوت عاشقانه ژانت، صاحب یک مدرسه رقص، را بپذیرد، جایی که استفانو به بازی میپردازد.