خط داستانی
این داستان به آتن اشغال شده پس از جنگ پلوپونز (۴۰۴ قبل از میلاد) منتقل میشود، جایی که آقای س. (= سقراط، با بازی پل هوربیگر) ازدواج دوگانه را برای مردان به پارلمان آتن و چهار قدرت اشغالگر پیشنهاد میدهد به دلایل شخصی پنهان. به ظاهر، او نگران تأمین نیازهای بسیاری از بیوههای جنگی است. هدف عمیقتر او آزاد کردن برده زیبا، یوریتریت، به عنوان همسر کنار زنی پرخاشگر به نام زانتپه است. چهار قدرت اشغالگر مقدونیها (= آمریکاییها)، پارسیها (= روسها)، کرتها (= انگلیسیها) و کوریثیها (= فرانسویها) به آرامی مورد تمسخر قرار میگیرند. به توصیه سقراط، قانون با یک رأی مخالف ناشناس تصویب میشود تا همه در خانه ادعا کنند که این او بوده است. سقراط میتواند با یوریتریت ازدواج کند. اما زانتپه، به عشق متقابل یوریتریت و دانشجوی سقراط، افلاطون (که از روی ناامیدی عشق افلاطونی را اختراع کرده بود) علاقهمند است و سایر زنان نیز میدانند چگونه لذت شوهرانشان را از قانون جدید خراب کنند.