خط داستانی
پسران برادر دونالد برای ناهار به خانه میآیند و از بازی در بیرون کثیف هستند. دونالد آنها را به شستن دست و صورت میفرستد؛ وقتی متوجه میشود که آنها به طور ناقص این کار را انجام دادهاند، آنها را بدون شام به رختخواب میفرستد. آنها نقشه میکشند تا غذا بگیرند؛ دونالد آنها را میبیند اما در حین تعقیب آنها از صخره سقوط میکند. او خوب است اما به طور موقت بیهوش میشود. پسران یک جسد جعلی میسازند و دونالد را به عنوان یک فرشته لباس میپوشانند و او مدتی به این موضوع باور میکند.