خط داستانی
مونت هیل در تابستان به عنوان صندوقدار در یک بانک تگزاسی کار می کند تا پولی برای هزینه های کالج پزشکی خود در سال آینده به دست آورد. او در آستانه بازگشت به کالج است که بانک توسط دو عضو یک باند بدنام به رهبری مارلو مورد سرقت قرار می گیرد و مونت با تفنگ دودی یکی از دزدان که رئیس بانک را کشته است، مواجه می شود. برای جلوگیری از ننگ بر خانواده معشوقه اش، جولیا کالینز، با افشای اینکه برادر او، جف، که supposedly در دنور کار می کند، او را به باز کردن درب پشتی بانک برای ورود دزدان وادار کرده است، مونت اجازه می دهد تا مظنونیت بر او باقی بماند تا زمانی که بتواند خود را تبرئه کند.