خط داستانی
دون میکله، رئیس یک باند قاچاق و شریک پدر ماریا که به عنوان مادونا کوچک شناخته میشود، سعی میکند دختر را مورد آزار قرار دهد زمانی که متوجه میشود پدرش مبلغ زیادی پول را برای استفاده به عنوان مهریهاش دزدیده است. دختر پدرش را از خودکشی نجات میدهد و او را بیگناه از قتل دون میکله ثابت میکند.