خط داستانی
پلتو داکشوندی به نام دینا را میبیند و عاشق او میشود، اما او به او توجهی نمیکند. او از یک استخوان بزرگ برای دزدیدن یک بوسه استفاده میکند و پشت یک آینه پنهان میشود، اما هنوز موفق نمیشود. سپس دینا توسط دامپزشک دستگیر میشود و پلتو برای نجات او وارد عمل میشود. فرار هیجانانگیز آنها در نهایت باعث میشود که پلتو یک بوسه دیگر بگیرد.