خط داستانی
گوفی داستان جستجوی خود را به آفریقا روایت میکند که با راهنماهای مختلف سفر میکند. او به دنبال شکار وحشی است. پس از برخورد با حیوانات مختلف در حین کمپ زدن شبانه و شیرجه صبحگاهیاش (که توسط یک هیپوی آبخور خراب میشود)، او به جستجوی کرگدن سیاه میرود. متأسفانه برای گوفی، کرگدن آماده است (به لطف یک پرندهٔ نشسته بر شاخش) و به او حمله میکند. گوفی سعی میکند با تفنگش به کرگدن شلیک کند اما کرگدن هنوز برای او بیش از حد قوی است، بنابراین او آفریقا را ترک میکند و کرگدن را برای شکارچیان دیگر میگذارد.