خط داستانی
بیلی کارسون و فازی جونز به تازگی پاداشی را جمع آوری کردهاند و فازی در رویای فرار از زندگی شلوغی که داشته، میخواهد آرامش پیدا کند. آنها به رد راک میرسند درست زمانی که روزنامه به فروش گذاشته میشود و با وجود تلاشهای لاف بارلو برای ترساندن او از شرکت در مزایده، فازی خود را صاحب یک روزنامه مییابد. فازی با ایدیت مارتین، دختر صاحب قبلی، آشنا میشود و بدون فکر به عواقب، خود را متعهد به ادامه سیاست پدرش در آوردن خط تلگراف به رد راک میکند. بارلو به دلایل خود مخالف این موضوع است و افرادش کمپینی از ترس و وحشت علیه دامداران و شهروندان راه میاندازند. به زودی، بیلی که به همه چیز مربوط به فازی و روزنامهاش بیتوجه بوده، تصمیم میگیرد به نفع افراد خوب وارد عمل شود.