خط داستانی
یک بازیگر جوان خودمحور، یک هنرمند پیر نو را تحقیر میکند، که سپس خودکشی میکند. عمل بیرحمانه او باعث میشود پدرش او را طرد کند و بازیگر بااستعداد سابق به زندگی در خیابانها کشیده میشود. اما آرزوی او برای بازپسگیری احترام پدرش و محبت دختر بازیگر مرده او را به سمت یک زندگی با فضیلتتر سوق میدهد. ناروسه در این ملودرام خانوادگی از یک میسانسین بهدقت ساختار یافته استفاده کرده است که کار یوزف فون استرنبرگ را تداعی میکند.