خط داستانی
فروگی نقشهای میکشد تا میکی، باکویت و خودش را زودتر از مدرسه به خانه بفرستد تا بتوانند به ماهیگیری بروند. وقتی نقشه به مشکل میخورد، پسرها تصمیم میگیرند روز بعد غیبت کنند. در محل ماهیگیری، ماهیهای زیادی منتظر طعمه هستند، اما پسرها با مشکلات کمدی مواجه میشوند. پس از اینکه باکویت راه جدیدی برای گرفتن ماهی پیدا میکند، یک پیرمرد به آنها درس زندگی میدهد. آیا آنها به ماهیگیری ادامه میدهند یا راه خود را تغییر میدهند؟