خط داستانی
این سه نفر به عنوان نظافتچی در دفاتر دکترهای هارتس، برنز و بلچر کار میکنند. چند تبهکار به دنبال درمان پزشکی به آنجا میآیند زیرا رئیسشان در یک تیراندازی با پلیس زخمی شده است. به اشتباه به عنوان پزشک شناخته میشوند و مجبور میشوند بر روی تبهکار زخمی عمل کنند، اما به جای آن او را به طور تصادفی از پنجره به داخل یک ماشین پلیس که در حال عبور است، میاندازند. بقیه گروه آنها را به داخل انباری پر از مانکنها تعقیب میکنند، جایی که پلیس در نهایت تبهکاران را دستگیر میکند.