خط داستانی
یک صاحبخانه از چمن و باغ زیبای خود لذت میبرد که ناگهان توسط چند گوفری با لهجه بروکلین مورد حمله قرار میگیرد. صاحبخانه به آنها حمله میکند، اما گوفریها در هر مرحله او را فریب میدهند: آنها از بیل و تفنگ ساچمهای او فرار میکنند. او با هلیوم آنها را گاز میگیرد و آنها به هوا میروند - که باعث میشود یک کلاغ بطری خود را دور بیندازد. گوفریهای باد شده به درختی برخورد کرده و به زمین میافتند. باغبان برای پیدا کردن گوفریها زیر کلاهش میگردد؛ آنها یک گوجهفرنگی را جایگزین میکنند و او با فکر اینکه یک گوفری را له کرده است، گریه میکند. بعد، او با شلنگ باغ تلاش میکند؛ گوفریها جریان آب را متوقف میکنند تا اینکه یک انفجار بزرگ آب به سمت صاحبخانه برمیگردد. او به زمین میافتد و شروع به حفر خود میکند و در فوارهاش ظاهر میشود.