خط داستانی
ایستگاه مککورد و گروهش در حال دزدی از طریق جاده برای پرداخت به قبایل بومی است؛ بزهکار معروف «پسربچهٔ اوکلاهما» جیم کینکِید پول را میدزدد؛ مککور ادعای «زودتر صاحب زمین» را می کند که برای ایجاد شهری نو مناسب است؛ به ازای کنار گذاشتن این کار، کنترل قمارخانهها و میخانهها را به دست می آورد؛ وقتی پدر کینکید برای شهردار شدن نامزد می شود، مککور جمعی را تحریک به لینچ پدر پیر او میکند که قبلاً برای قتل به دروغ متهم شده بود