خط داستانی
نویسنده ماجراجو، ژان ویلیامز، در دل طبیعت آلاسکا در کنار مردم اسکیمو زندگی میکند و مواد لازم برای رمانش را جمعآوری میکند. او با چندین حیوان دوست میشود که به دوستان وفادار او تبدیل میشوند، از جمله یک جفت توله خرس که مادرشان توسط شکارچی گاستون راجرز کشته شده است، یک کلاغ سخنگو و کالی بینوا، فایرفلای، که حاضر نیست از کنار قبر صاحبش که در حین خدمت کشته شده است، دور شود. جامعه در خطر یک گروه از گرگها و سگهای وحشی قرار دارد که به رهبری سگی به نام صاعقه سریع، در حال کشتن تمام گوزنها هستند. با از بین رفتن منبع گوشت تازه، اسکیموها به سرزمینهایی با غذا بیشتر مهاجرت میکنند. شکارچی گاستون موافقت میکند که ژان را با سورتمه سگ به ننانا، آلاسکا ببرد. ژان که از گاستون به خاطر وحشیتر و تشنهخونتر بودنش نسبت به شکارچیان چهارپای متنفر است، توسط حیوانات وفادارش دنبال میشود.