خط داستانی
در دوران رکود اقتصادی اوایل دهه ۱۹۳۰، رینو، مهندسی که از یک کارخانه کشتیسازی اخراج شده، به عنوان داماد یک مالک کارخانه مناسب به حساب نمیآید. رینو که معشوقهاش مایره را از دست داده، زمانی که با هیلین-یوسی، یک ولگرد بیکار، دوست میشود، خوشبختی را پیدا میکند.