خط داستانی
ورونیکا، خواهرزاده کشیش پارش از گلوگوا، به خاطر مرگ مادرش به کشیشی روی آورد. در حالی که کشیش در حال دعا برای برکت در مقابل صلیب در میدان بود، یک مرد سالخورده خاکستری چتری بر روی دختر کوچک گذاشت. هنوز در روستا اعتقاد بر این است که خود سنت پیتر برای محافظت از یتیم کوچک در برابر باران آمده است. سالها میگذرد و ورونیکا به دختری زیبا تبدیل میشود که عاشق یک دانشجوی حقوق از پست، گیوری ویبرا میشود. جالب اینجاست که گیوری - که به عنوان پسر نامشروع ثروتمند گرگوریچ شناخته میشود - تنها چتری از پدرش به ارث میبرد...