خط داستانی
کنوانسیون حزب ترقیخواه برای انتخاب فرماندار به بنبست رسیده است، بنابراین هر دو طرف زکری هیکس، اسب تیره را نامزد میکنند. کی راسل پیشنهاد میدهد که هال بلیک را به عنوان مدیر کمپین استخدام کنند؛ اما اول باید او را به خاطر عدم پرداخت نفقه از زندان آزاد کنند. بلیک دفتر را سازماندهی میکند و هیکس را آموزش میدهد تا به هر سوال با مکث پاسخ دهد و سپس بگوید: "خوب بله، اما دوباره نه." بلیک هیکس را به عنوان فردی احمق اما صادق معرفی میکند. راسل از ازدواج با بلیک امتناع میکند، در حالی که جو مردم را از دفتر بلیک دور نگه میدارد. بلیک به هیکس یک سخنرانی از لینکلن را آموزش میدهد. در مناظره، وقتی نامزد محافظهکار آندرود همان سخنرانی را تکرار میکند، بلیک او را به عنوان سرقت ادبی افشا میکند. هیکس برای فرصتهای عکاسی معرفی میشود و به هر سوالی، از جمله اینکه آیا انتظار دارد برنده شود، پاسخ بله و نه میدهد.