خط داستانی
با وجود دوستیهای گذشته، دامداران تام و جیم بلدسو، پدر و پسر، دامنه خود را محصور میکنند تا از استفاده دامداران گوسفند همسایه، تگ ویلسون و باک رنکین، جلوگیری کنند و نشان میدهند که امیدوارند از خسارت اخیر خود به دامها جلوگیری کنند. رنکین (نه رنکینها) در یک مشاجره، تگ را که از فعالیتهای غیرقانونی رنکین بیخبر است، میکشد و جیم به قتل متهم میشود و همچنین به خاطر به هم ریختن گوسفندها. باور دارد که جیم گناهکار است، دختر تگ، روت، به باک در دستگیری جیم کمک میکند، اما او فرار میکند. روت از کلانتر هنک بوزلی کمک میگیرد و یک چوپان، سانچز، مسئولیت رنکین را در دزدی دامهای بلدسو و قتل ویلسون فاش میکند.