خط داستانی
مینا دختر بزرگ کریستوفرسون دریانورد پیر است که از دوران کودکی به اقوامی در مینهسوتا سپرده شده بود و پدر سالهاست او را ندیده زیرا تصور میکرد دختری درستکار و شایستهٔ کار است وقتی آنّا وارد میشود معلوم میشود زندگی سختی دارد و از خلوتی جامعه رنج برده است او با دختری جوان که در دریا برای نجات به او پناه میدهد عشق ورزیده اما نمیتواند به حقیقت گذشتهٔ خود را برای پدر و مرد جوان بیان کند پدر و مرد جوان از پیش فرضهایی دربارهٔ گذشتهٔ او دارند اما آنّا نمیتواند به طور کامل آنان را از این تصورها رها کند