خط داستانی
استیون گنت، مالک معدن، عاشق روت جوردن، دختری مغرور از شرق میشود، بیخبر از اینکه او دختر شریک مردهاش است. روت در حال تعطیلات در آریزونا و مکزیک با گروهی از دوستانش، از جمله نامزدش، ادگار، است. مانوئلا، یک نیمهاسپانیایی که به شدت عاشق گنت است، باعث میشود روت به نامزدش بازگردد وقتی که به او القا میکند که گنت متعلق به اوست. گنت روت را تعقیب میکند، او را ربوده و به بیابان میبرد تا سختیها را تحمل کند. در آنجا او متوجه میشود که عاشق گنت است و ادگار را به خاطر او کنار میگذارد.