خط داستانی
تام با سرنوشتش ملاقات میکند وقتی که یک بادکنک بر فراز مزرعه پرواز میکند: او دختری را میبیند که با چتر نجات میپرد و به سمت او میراند تا نجاتش دهد. بعداً، در طول رژه سیرک، او به کمک او میشتابد و او را از یک فیل نجات میدهد و بدین ترتیب خشم مدیر سیرک را برمیانگیزد، که آدمکشهایش شروع به تعقیب تام میکنند. تام بر روی چادر اصلی سر میخورد و بر روی طناب باریک میافتد و در یک تور با دختر فرود میآید در حالی که جمعیت به شدت تشویق میکند. کِرک مالوری، که به توجهات تام به میلی حسادت میکند، تام را به قتل متهم میکند؛ او به زندان میافتد اما فرار میکند و به مزرعه مالوری میرسد تا دختر را نجات دهد و به شرور یک سیلی بزند.