خط داستانی
کلیف بارتون، که به نیتهای بانکدار محلی، ست تولیور، مشکوک است، پولش را از بانک برداشت کرده و آن را پنهان میکند و بعداً توسط دو آدمکش بانکدار کشته میشود. معاون کلانتر آرت استراتون، که اسب بارتون را تربیت کرده و عاشق دخترش، ثورا، است، برای محافظت از مزرعه در برابر طلبکاران منصوب میشود؛ و تولیور، که نقشههایی برای ملک دارد و میخواهد پسرش با ثورا ازدواج کند، ترتیب میدهد تا مزرعه به حراج گذاشته شود.