خط داستانی
کشیش آزاداندیش استیون کری از کلیسایش توسط اعضای شورای کلیسا برکنار میشود و با کلاودیا بیگلو، یک زن جوان مطلقه که از او در کلیسا دفاع کرده بود، دوست میشود. بیاحتیاطی کلاودیا در ترک سیگاری روشن باعث میشود که جیمسی، پسر خدمتکار، نابینا شود. دعاهای استیون باعث بازگشت بینایی پسر میشود و آیندهای شاد برای همه پیشبینی میشود.