خط داستانی
پس از ورود ناگهانی به خانه روستاییاش، دن مایتلند زنی جوان را مییابد که در تلاش است گاوصندوق او را باز کند. او دن را با آنیستی، دزد معروفی که شبیه اوست، اشتباه میگیرد و او جواهرات را از گاوصندوق به او میدهد. آنیستی ظاهر میشود و در پی آن سردرگمی و ماجراهای هیجانانگیزی پیش میآید که در آن آنیستی دستگیر میشود، فرار میکند و به عنوان دن خود را معرفی میکند. در نهایت، دن آنیستی را به عدالت میرساند و عشقش را به سیلویای جوان اعلام میکند، که اعتراف میکند در جستجوی گاوصندوق دن بوده تا مدارکی که ممکن است پدرش را متهم کند، بازیابی کند.