خط داستانی
یک معدنچی به ثروت رسیده و مقداری سنگ معدن را به گاوچران جس دین میدهد تا به نوهاش برساند. اما هورس ویلیامز معدنچی را به قتل میرساند و از سنگ معدن پیدا شده بر روی جس برای متهم کردن او به قتل استفاده میکند. جس از دست جمعیت شهر فرار میکند و بعداً متوجه میشوند که جسد معدنچی supposedly مرده به طرز مرموزی ناپدید شده است.