خط داستانی
در اینجا ما 'فروشگاه لباس' را داریم، که بسیار به سبک معمولی سمن شباهت دارد اما خندههای کمتری نسبت به معمول دارد. سمن شخصیت پیشفرض خود را بازی میکند، یک فرد زشت و سختکوش که ناتوان است. (در این نقد خاص، من از کلمه 'زشت' زیاد استفاده خواهم کرد.) این بار، او به طور تصادفی وارد یک بوتیک میشود. پس از ایجاد برخی خساراتی که نمیتواند هزینه آن را پرداخت کند، لری به عنوان یک کارگر عمومی مشغول به کار میشود. هرج و مرج آغاز میشود.