خط داستانی
استن، فیلیپ مککَن، یک کارمند پمپ بنزین است که با راننده به محل کارش میرسد و یک پالتوی خز بر روی لباس کارش میپوشد. پس از پیاده شدن، او تابلو خود را بر روی قاب در میگذارد و به یک کافه نزدیک میرود، جایی که پیشخدمت کاترین گرانت برای او یک تخممرغ نیمپز و یک فنجان چای خوب تهیه میکند....