خط داستانی
خانم پنفیلد، که بیشتر با نام پنزی شناخته میشود، یکی از ساکنان محلهای است که به دلیل شکل بیضویاش به "فنجان کرم" معروف است. پنزی یک بیوه است که در اپیدمی آنفولانزا در سالهای 1918 و 1919 همسر و پسرش را از دست داده است. او با پذیرش سه یتیم به زندگیاش معنا بخشیده است. یکی از ساکنان دیگر فنجان کرم یک جعلکار است و وقتی پلیس به او نزدیک میشود، بستهای را نزد پنزی میگذارد و سعی میکند با آتش زدن یک قایق، برخی از اسکناسهای تقلبی را نابود کند. وقتی باند دستگیر میشود، پنزی که به دنبال یکی از فرزندان خواندهاش بوده، در مخفیگاه پیدا و دستگیر میشود.