خط داستانی
اگرچه کیت وستهنگر مغز متفکر یک باند خلافکاران است، اما استعدادهای او برای کسانی که خارج از دایره او هستند ناشناخته مانده است و این امر به او اجازه میدهد تا به طلاهای جورج فلانباو نفوذ کند. در حالی که ظاهراً برای فلانباو کار میکند، کیت در واقع در حال جمعآوری اطلاعات درباره یک محموله بزرگ طلا است. یک روز، در حین کار، کیت با جرمشناس جوان مایکل پرترسون ملاقات میکند و اگرچه به او جذب میشود، اما به کارهای کارآگاهی او میخندد و او را به چالش میکشد تا او را متوقف کند.