خط داستانی
جک کریگن، مهندسی که به تازگی یک پروژه ساختمانی را در آفریقای جنوبی به پایان رسانده، به نیویورک بازمیگردد. در آنجا، در خانه عمویش کانل، با هلن استیل، دختر جامعهپسند و عاشق صحنه، و نامزد نمایشنامهنویسش، تریسی، ملاقات میکند. هلن برای به دست آوردن نقش اصلی در تولید جدیدشان، «سرنا»، شرط میبندد که میتواند جک - که به عنوان زنستیز شناخته میشود - را فریب دهد و او را وادار به خواستگاری از خود کند.