خط داستانی
داستان مالیاتچی یهودی استیون فیلد و دخترش استر. پس از اینکه او سالها پیش از یک کشتار در اروپا جان سالم به در برد و همسر و پسرش را از دست داد، استیون از کارهای خیریه در یک مرکز خدمات اجتماعی در ایالات متحده لذت میبرد، در حالی که استر به سربازان بازگشته در یک کافه سرگرمی میدهد. در کافه، استر با رابرت گراهام آشنا میشود که به خاطر یک زخم جنگی دچار حملات غش میشود و عاشق او میشود. ویلیام موریس، یک جراح یهودی برجسته نیز به استر علاقهمند است و مردان برای جلب محبت او رقابت میکنند. وقتی گراهام به خاطر حمله غش کنترل خودرویش را از دست میدهد و دچار آسیب جدی میشود، موریس تنها کسی است که میتواند جان او را نجات دهد.