خط داستانی
زمانی که شوهرش، وکیل در حال مبارزه هوراس دیلینگام، قادر به تأمین پول کافی برای آرزوی سیری ناپذیر او برای گیلاسهای گرانقیمت نیست، کیتی دیلینگام به عنوان یک منشی برای او کار میکند. یک روز در حالی که هوراس از دفتر خارج است، کیتی جاناس کلاامور، متهم در یک پرونده طلاق که هوراس وکیل اوست، را با یک مشتری مهم اشتباه میگیرد. کیتی با او برای ناهار موافقت میکند و در حین نوشیدن کوکتلها، بسیاری از گیلاسهای ماراشکینو را میبلعد و مست میشود. جاناس او را به یک مهمانخانه نزدیک میبرد، جایی که توسط کارآگاهان خانم کلاامور دنبال میشوند و سپس خانم کلاامور و وکیل او هوراس را احضار میکنند.