خط داستانی
نمایشنامهنویس مشهور پل وردن به یک کلبه روستایی میرود تا روی یک نمایش جدید کار کند و با بازیگر اصلیاش، مارجوری سینکلر، که در نزدیکی او اقامت دارد، تمرین میکند. یک روز برای استراحت به سوارکاری میرود و پل همسایهاش، نوجوانی به نام دیانا آردوی را نجات میدهد وقتی که اسبش به طرز وحشیانهای میدود. این دو در ابتدا با هم درگیر میشوند، همانطور که دیانا با مارجوری نیز درگیر میشود، اما پس از یک سری سوءتفاهمها، عشق واقعی پیروز میشود.