خط داستانی
دالیون پمبرتون متوجه میشود که برای ارث بردن از املاک پدربزرگش، باید با ویرجینیا کریستی - یک غریبه کامل - ازدواج کند. دالیون که به زنان بهخصوص اعتماد ندارد و حتی آنها را دوست ندارد، تصمیم میگیرد به جای ازدواج با زنی که نمیشناسد، از ثروت پدربزرگش صرفنظر کند. اما در حین سفر به بوئنوس آیرس، آرژانتین، زنی زیبا را میبیند و بلافاصله عاشق او میشود. وقتی متوجه میشود که او به نیویورک میرود، در کشتی پنهان میشود تا او را دنبال کند. اما اوضاع به آن شکلی که او برنامهریزی کرده بود پیش نمیرود.