خط داستانی
در حین طوفانی شدید، یک نوزاد بر روی سواحل جزیرهای در یونان پیدا میشود و توسط خانواده ثروتمند استانهامپها به فرزندی پذیرفته میشود و نام او را لورلی میگذارند. هجده سال بعد، لورلی که اکنون یک زن است، دوستان مدرسهاش را به ویلایش دعوت میکند. یکی از مهمانانش، جولی، به شدت به لورلی حسادت میکند. یک روز جرالد والدون، یک جوان بیعلاقه به جامعه، با قایق بادبانیاش به همراه دوستش هارتلی رویس به ساحل میآید. وقتی جرالد و هارتلی لورلی و دوستانش را در حال شنا میبینند، تصمیم میگیرند به ساحل بیایند. هر دو به لورلی علاقهمند میشوند و جولی خشمگین میشود و خود را در کنار هارتلی میبیند. هارتلی و جولی با هم نقشه میکشند تا عاشقان را از هم جدا کنند.