خط داستانی
هزکیاه دیل یک کارمند خجالتی در یک فروشگاه در یک شهر کوچک است. یک روز، یک جفت جنایتکار صندوق فروشگاه را غارت میکنند، اما هزکیاه موفق میشود آنها را در صندوق قفل کند و شروع به جمعآوری غنایم مورد نظرشان میکند. او ناگهان متوجه میشود که تمام این پول به او این امکان را میدهد که به "ورزش برادوی" که همیشه آرزویش را داشته، تبدیل شود، بنابراین به این سمت میرود. مشکلاتی پیش میآید.