خط داستانی
ایوان موساک، رئیس پلیس مخفی روسیه، مسئول قتل هزاران یهودی و تبعید اجباری هزاران نفر دیگر است. آیزاک گرونشتاین و دختر نوزادش میریم تنها اعضای خانوادهاش هستند که از یکی از کشتارهای موساک جان سالم به در میبرند و آیزاک به سیبری تبعید میشود. اما میریم به سرپرستی موساک درمیآید و توسط راهبهها در یک صومعه بزرگ میشود. هجده سال بعد آیزاک در سیبری میمیرد، اما قبل از مرگش یادداشتی برای دخترش مینویسد و به همزنجیرش راشل شاپیرو میدهد که موفق به فرار میشود و به طور تصادفی میریم را پیدا میکند. اما شرایط در ۱۸ سال گذشته تغییر کرده است و میریم اکنون معشوقه موساک است.