خط داستانی
ناشناخته برای روبن وارن، سرپرست یک کارخانه آهن، اختراع او، ولتا-دینامو، سالها پیش توسط کارفرمایش، نولتون، دزدیده شده و پایهگذار امپراتوری مالی این میلیاردر آهن است. روبن عاشق دختر نولتون، مارگارت، است که با رالف استندیش، پسر مربی مرحوم روبن، نامزد است. اعتصاب علیه شرایط کاری غیرانسانی در کارخانه همزمان با کشف دزدی نولتون توسط روبن است که با مدرک خیانت کارفرما را مواجه میکند. مارگارت بعداً نامزدیاش را با رالف میشکند و عشقش را به روبن اعلام میکند. به عنوان شوهر مارگارت، روبن اکنون نیمی از کارخانه را در اختیار دارد و با خوشحالی خواستههای اعتصابیون را برآورده میکند.