خط داستانی
در راه به یک رستوران، آمبروز، مردی خوشبخت و متاهل، به درخواست یک زن در لابی آپارتمان، نامه ای را پست می کند. او نمی داند که این نامه درباره یک قرار ملاقات با معشوقه خود در "مکان ملاقات" شان است. در جای دیگر، پس از برخی ناامیدی های خانگی، چارلی برای خرید یک شیشه شیر به فروشگاه می رود و سپس به همان رستوران می رود. پس از یک درگیری در آنجا، هر دو به طور ناخواسته با کت های یکدیگر از آنجا خارج می شوند. بعداً، همسرانشان به طور مستقل شواهدی ظاهراً محکوم کننده از روابط خارج از ازدواج را از جیب های لباس های تعویض شده کشف می کنند. همه چیز زمانی به اوج خود می رسد که هر چهار نفر در "مکان ملاقات" در پارک جمع می شوند.